آینده را اگر چه نمی توان پیش بینی کرد،
اما می توان خلق نمود.
به خواهش دل گوش بسپار
آینده را اگر چه نمی توان پیش بینی کرد،
اما می توان خلق نمود.
![]()
![]()

باز باران بي ترانه
گريه هاي عاشقانه مي خورد بر سقف قلبم
ياد ايام تو داشتن مي زند سيلي به صورت
باورت شايد نباشد مرده است قلبم ز دستت
فكر آنكه با تو بودم با تو بودم شاد بودم
توی دشت آن نگاهت گم شدن در خاطراتت
اگر تنهاترين تنهايان باشم؛ باز هم خدا هست.
او جانشين تمام نداشتن هاي من است یاس![]()
![]()

گاهي در تنهايي خانه ام مونسم كبوتري است كه لبه ي پنجره مي نشينم
من وكبوتر با زبان بي زباني همديگر راحس مي كنيم.كبوتر گاهي با
دو چشمشش به من نگاه مي كند وگاهي با يك چشم انگار اينطور راحتر است
هميشه با كبوترم حرف ميزنم وقتي ناراحتم غصه را در چشمان ريزش مي بينم
ووقتي ميخواهم دعا كنم پاي او را وسط مي كشم تا واسطه ام شود وشفاعتم كند
گاهي پر مي كشد و مي رود ومن تا هر جا كه بشود پروازش را تماشا مي كنم
گاهي اينقدر بهم زل مي زند كه حوصله ام را مي برد وعمدا پرش مي دهم.گاهي
با يكي مثل خودش حرف مي زند به نظر جفت اوست.مي ايد ودر گوش كبوتر من چيزي
مي گويد وديري نمي گذرد كه ان ها با هم پرواز مي كنند
شده حتي يك روز غيبش زده اما باز مي ايد ومن در تنهايي نگاهم به پنجره وجاي خالي اوست
اگر كبوتر باشد خيالم راحت است ووقتي نيست خودم را دلداري مي دهم كه حتما جاي بهتري است!
همه هستي دست به دست هم داده تا او گاهي مونس لحظات تنهايي من باشد.نمي دانم كدام
همديگر را انتخاب كرده ايم اما مي دانم كه او مهمان پنجره ي خانه ي من است.قدرش رامي دانم ووقتي نيست دلتنگش مي شوم
كبوتر قشنگم همين الان از پشت پنجره سرك مي كشد.
ياس![]()
![]()
مثل شقایق زندگی کن " کوتاه اما زیبا "
مثل پرستو کوچ کن " فصلی اما هدفمند "
مثل پروانه بمیر " دردناک اما ... عاشق ... "
امیدوار...